
نویسنده : منتظرالمهدی

تاریخ : چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۲


این آبها که ریخت، فدای سرت که ریخت / اصلا فدای امّ بنین مادرت، که ریخت
گفته خدا دو بال برایت بیاورند / در آسمان علقمه، بال و پرت که ریخت
اثبات شد به من که تو سقای عالمی / بر خاک، قطره قطره ی چشم ترت که ریخت
طفلان از اینکه مشک به دست تو داده / اندشرمنده اند، بازوی آب آورت که ریخت
گفتم خدا به خیر کند قامت تو را / این قوم غیض کرده به روی سرت که ریخت
وقت نزول این بدن نا مرتّبت / مانند آب ریخت دلم؛ پیکرت که ریخت
معلوم شد عمود شتابش زیاد بود / بر روی شانه های بلندت سرت که ریخت
اما هنوز دست تو را بوسه می زنم / این آب ها که ریخت فدای سرت که ریخت
شعر:علی اکبر لطیفیان
سلام دوستان عزیزم به خاطر غیبت طولانیم عذرخواهی میکنم
جاتون خالی بندر بودیم وصبح زود روز جمعه یکی از دوستان اینو لب ساحل بیاد آقا
ابالفضل نوشت حال و هوای قشنگی داشت
· گفتم از اون حال و هوای قشنگ شما رو بی نصیب نذارم
التماس دعا
یاعلی
برچسب:
نویسنده: بهار نعمتی